اگر مرگ مهسا بهانه بود چرا به آتش دشمن زدی؟/ ۶ نکته از یک اعتراف دیرهنگام


به گزارش گروه دیگر خبرگزاری فارس، پس از اعتراف چند شاکی از اصلاح طلبان که مرگ مهسا امینی تنها بهانه ای برای اغتشاش بوده است، روزنامه جمهوری اسلامی نیز به بهانه بودن این ماجرا اعتراف کرد. این روزنامه در عین حال مسائل یا مشکلات غیرمرتبط را که از سوی دولت حمایت مالی شده بود به عنوان مطالبات معترضان مطرح کرد.

روزنامه مذکور در سرمقاله خود می نویسد: اکنون که اغتشاشات اخیر فروکش کرده، آیا شایسته است به این سوال پاسخ دهیم که آیا این اغتشاشات مربوط به حجاب و بدحجابی بوده یا حجاب بهانه بوده و ماجرا چیز دیگری است؟

کسانی که معتقدند حجاب یک بهانه بود، دیدگاه های متفاوتی در مورد هدف اصلی ایجاد ناآرامی دارند. توقف پیشرفت کشور، براندازی نظام، اجبار مسئولان به تسلیم در برابر خواسته های قدرت های غربی به ویژه آمریکا، انجام اصلاحات ساختاری، اجبار مسئولان به تغییر شیوه برخورد با مردم، حل مشکلات اقتصادی و آغاز جنگ قدرت تضعیف جناح غالب یکی از مواردی است که مطرح می شود.

ما هم معتقدیم حجاب یک بهانه بود، اما در مورد دلیل اصلی آشوب ها نظر دیگری داریم. پس از موج مرگ مهسا امینی و انتصاب وی به گشت ارشاد، عده ای به این موج گیر کرده و اهدافی مانند سرنگونی و واداشتن مأموران به تسلیم در برابر خواسته های داخلی و خارجی خود را دنبال کردند. شک. به همین دلیل بود که ما از ابتدای اغتشاشات در مقالات خود تاکید کردیم که معترضان خط خود را از اغتشاشگران جدا کنند. معترضان واقعی به دنبال سرنگونی نبودند، بلکه به دلیل انباشت بی عدالتی هایی مانند بی عدالتی، تبعیض، فقر، افزایش قیمت ها، مفاسد اقتصادی، فساد اداری، نارضایتی از روند رد صلاحیت در انتخابات، شکنندگی شدید مدیریت و ناسازگاری کلمات با با اعمال، جامعه به یک انبار باروت تبدیل شده بود که منتظر یک جرقه کوچک بود تا منفجر شود.

این واقعیت بارها از سوی خیرین نظام تذکر داده شد، اما مسئولان به جای تلاش برای رفع مشکلات، خیرین را مشکل خود دانستند و به گونه ای با آنان برخورد کردند که گویی می خواهند مانع پیشرفت و تعالی کشور را بردارند! غافل از اینکه هر دولتی به منتقدان و منتقدان خیرخواه نیاز دارد و برنامه درست این است که با نصیحت آنها عملکرد خود را اصلاح کند.

این که آیا این تحلیل واقع بینانه به مذاق شما مسئولین خوشایند نیست، جای بحث نیست، اما اگر حوصله حمایت از چنین دیدگاهی را دارید، باید بپذیرید که آرامش نسبی فعلی برای شما پیروزی نیست. اشتباه گذشته را تکرار نکنید و در اسرع وقت اقدامات خود را اصلاح کنید و این واقعیت را بپذیرید که فقط با برقراری عدالت، رفع تبعیض، رفع مشکلات اقتصادی، مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی و اداری، رعایت قانون در آزمون صلاحیت ها انتخابات و ایجاد تغییرات اساسی در مدیریت می تواند از انفجار مجدد ذخایر باروت ایجاد شده در اثر دهه ها اعمال بد جلوگیری کند. معترضان برانداز نیستند، اما در صورت رعایت الزامات قانونی آنها بهترین پشتیبان در سیستم خواهند بود.

در مورد این مقاله پر از مغالطه، ذکر چند نکته ضروری است. اولاً اگر اصلاح طلبان اعتراف می کنند که مرگ مهسا امینی فقط یک بهانه بوده و یک جریان براندازانه پشت آن بوده است، چرا نه تنها آنها بلکه برخی از فعالان سیاسی و رسانه ای آن طیف نیز با این بهانه موافق بودند؟ خود بنیانگذاران تحریف و تحریک به شورش بودند. همان داستانی که در گزارش رسمی مرجع قانونی (پزشکی قانونی) مشخص شد که ادعای تعرض به مهسا امینی از ابتدا کذب بوده است. اصرار اصلاح طلبان بر نشر اکاذیب و سوار شدن بر موج شایعات و اذهان پریشان، یادآور خیانت جمعیت بزرگتری است که در نظرسنجی ها اعتراف کردند که امکان تقلب در ۱۱ میلیون رای در انتخابات ۸۸ وجود ندارد، اما با شایعات گسترده. بخشی از مردم را با دروغ فریب داد و مرتکب آن جنایت فراموش نشدنی شد که منجر به یازده سال تحریم توسط دولت خبیث آمریکا شد.

ثانیاً در کدامیک از جلساتی که در هفته‌های اخیر آشوب‌هایی به پا کرده است، نام مشکلات اقتصادی، بی‌عدالتی و تبعیض، ناکارآمدی اداری و یا موضوع بررسی صلاحیت در انتخابات ذکر شده است تا ناظران بر این باورند که مشکل معترضان ( معترضان) شورش نیست، بلکه حل برخی از مشکلات اقتصادی است. آیا کسی جز فحاشی و توهین و آتش زدن و اموال عمومی و جنایت و شرارت تصویر دیگری دیده است؟

ثالثاً یکی از دستاوردهای نجومی تاریخ این است که اشرافیت بی کفایت غربی دقیقاً مطابق با نقشه دشمن برای پایان دادن به مدیریت دروغین اقتصادی، بخش زیادی از دولت را تعطیل کردند و مشکلات اقتصادی به وجود آوردند و پس از نارضایتی مردم، دچار شدند. طلبکاران و مدعیان عمومی بدترین دوره مدیریت اقتصادی در دهه های اخیر مربوط به این ۸ سال مدیریت اعتدالیون و اصلاح طلبان است.

چهارم، تاریخ آشفتگی های اخیر از ابتدا سازماندهی شد و نقش ها بین خائنان داخلی و ساکنان خارجی تقسیم شد. بنابراین این ادعا که از ابتدا بر جدایی معترضان و اغتشاشگران تاکید داشتند کذب محض است.

پنجم، مصادره عنوان «جامعه» در خدمت عده ای و مطالبه عقده های شکست خورده اشراف غرب زده از زبان آنان به بهانه اغتشاشات اخیر، مجازات نهایی یک ملت ۸۵ میلیونی است. در واقع خیانت بزرگی به این جنبش است، زیرا با علم به اینکه در اثر سهل انگاری، شکست و خیانت از چشم اکثر مردم گم شده است، بر دو عنصر فشار خارجی (تحریم و شورش) و قرار دادن اغتشاشگران و بدکاران استخدام شده تا از آن به عنوان ابزار استفاده کنند. باج گیری و امتیاز. و در حالی که در اوج ناآرامی ها، بیش از ۹۹ درصد جمعیت ۸۵ میلیونی و ۸ میلیونی تهران، معترضان را همراهی نکردند و معترضان ترجیح دادند از فرصت ترافیک عادی خیابان ها برای بستن جاده ها و نمایش و آتش زدن سطل استفاده کنند. و مردم را ناراحت کند.

ششم: مردم گلایه و مطالباتی دارند که بحمدالله دولت انقلاب به آن توجه دارد و با عبور از میدان مین نخبگان غربی سعی در حل مشکلات دارد. اما در عین حال، یک اولویت مهم برای ثبات اقتصادی و سیاسی، آزار و اذیت اشراف فاسد است.

منبع: روزنامه کیهان

انتهای پیام/




این مقاله را به صفحه اول پیشنهاد دهید